میزگرد تحولات اقتصادی منطقه و جهان (بخش پایانی) / دکتر فرزانگان: 2 شرط رشد مداوم و بالا / چگونه امارات 20 ساله رشد اقتصادی 400 درصدی را تجربه کرد؟

اخبار داخلی 19 دی 1399 610 بازدید

دکتر فرشید فرزانگان رییس اتاق بازرگانی مشترک ایران و امارات و دکتر پیمان مولوی،دبير و عضو هيات اجرايي انجمن اقتصاددانان ایران در وبنیاری به موضوع  دوران گذر اقتصاد جهان از شرق به غرب  وبه  نقش خاور میانه و ایران در این دوران گذر پرداخته اند.

در بخش اول این وبینار با نگاهی به وضعیت خاورمیانه و حوادث اثر گذار در سال 2020 بر لزوم دیپلماسی برد – برد  در روابط منطقه ای و الگو برداری از استراتژی چین در تعامل  با کشورها تقدیم حضورتان شد . بخش دوم این وبینار به موضوعاتی که ایران می تواند با الگو گرفتن از شرق مسیرعقب ماندگی را جبران کند، اشاره شده و الزاماتی که قبل از ورود به زنجیره ارزش و تولید جهانی باید فراهم کنیم. بخش پایانی که  در زیر می خوانید  ادامه بحث بخش دوم  است.

دکتر مولوی بر این باور بود که ورود به زنجیره ارزش جهانی حتی با برداشته شدن تحریم ها  طولانی  خواهد بود و اصلاح  رتبه اعتباری ایران و اعتماد شرکت های سرمایه گذاری به فضای اقتصادی کشور زمانبر خواهد اما دکتر فرزانگان در این باره نظر متفاوتی دارد.

نباید تا این حد بدبینانه بنگریم که هیچ سرمایه گذاری در ایران با این رتبه انجام نخواهد شد و در آن سو نباید از هول حلیم داخل دیگ بیفتیم. یعنی یک سیستم بسیار دقیقی را برای جذب سرمایه پیدا کنیم. ما باید به دنبال مدل سرمایه گذاری ای باشیم که بعدا هم ما را راحت تحریم نکنند

صفر و یک نبینیم

فرزانگان : بحث را به شکل صفر و یک نبینیم، در همین اثنا که اوضاع ایران از نظر ریسک سرمایه پذیری اش زیاد بود شما مدیران خودرو را دارید که چری را می آورد و همه کارگران خط چینی هستند و شروع به تامین مواد اولیه می کنند، خط تولید جدیدی هم احداث کرده اند، نکته دیگراین است که با وجود این شرایط ممکن است در بخش معدن هم چینی ها علاقه مند به سرمایه گذاری باشند. با این حال نگاه من به موضوع ضمن تایید فرمایش شما این است که یک مقدار مسائل را بعد از اینکه روابط تسهیل شود در واقعیت ممکن است متفاوت باشد.

نباید تا این حد بدبینانه بنگریم که هیچ سرمایه گذاری در ایران با این رتبه انجام نخواهد شد و در آن سو نباید از هول حلیم داخل دیگ بیفتیم. یعنی یک سیستم بسیار دقیقی را برای جذب سرمایه پیدا کنیم. ما باید به دنبال مدل سرمایه گذاری ای باشیم که بعدا هم ما را راحت تحریم نکنند.

فرمایش شما مورد تایید است اما می شود با رویکردی مناسب و تجربه هایی که داریم سرمایه پذیری مان را دقیق تر و سریعتر کنیم .

به عنوان مثال تولید ناخالص داخلی امارات از سال 1975 تا سال 2000  از 10 میلیارد دلار به 100 میلیارد دلار رسیده ولی از سال 2000 تا 2020 تولید ناخالص داخلی به 400 میلیارد دلارافزایش یافته است که رشدی 400 درصدی را نشان می دهد.

هر چند کشورهای محدودی هستند که حداقل سالی 7 درصد رشد را تجربه می کنند و این رشد را در طول یک نسل تکرار می کنند اثر آن در جامعه قابل رویت می شود و هر بیننده ای که در داخل و خارج کشورباشد آن را حس می کند. . به عنوان مثال  تحول دوبی و امارات را به خوبی می توان طی 20 سال اخیر در منطقه دید.

جواب مساله ما هم همین جا است که این کشورها چه ویژگی هایی دارند که تولید ناخالص داخلی آنها افزایش مداوم می یابد.در مثالی دیگر ژاپن را داریم که بعد از جنگ جهانی دوم تولید ناخالص داخلی اش  25 سال مداوم  رشد 7 درصدی داشت، از این طرف 4 ببر آسیا، هنگ کنگ، سنگاپور، تایوان و کره را داریم که می گفتند این ها اقتصاد خاصی دارند، اقتصادشان کوچک است، مالت را داریم که اقتصادش 500 هزار نفر بیشتر جمعیت ندارد، چین را با آن جمعیت بیش از یک میلیاردی داریم؛ پس این به کوچکی و بزرگی نیست به یک رفتار اقتصادی، مدل و رویکرد اقتصادی مربوط است که هر فرد و کشوری این مدل را پیاده کرده کشوری موفق بوده است.

استراتژی منسجم برای رشد یعنی یک تعهد بلند مدت به این مهم که  تصمیمات پوپولیستی نگیرند و به جای آن  تصمیمات ریشه ای اتخاذ شود. متاسفانه همیشه در همه جای دنیا سیاست دستش را روی تصیمیمات پوپولیستی  می گذارد برای اینکه رای و منصب خود را داشته باشد

سئوال :  ما چگونه می توانیم موفق به رشد مداوم 7 درصدی بشویم؟ ویژگی های مشترک این اقتصاد های با رشد بالا چیست؟

فرزانگان: اولین ویژگی که همه این اقتصادها با رشد بالا و مستمر داشتند وجود یک استراتژی منسجم برای رشد بوده است. استراتژی منسجم برای رشد یعنی یک تعهد بلند مدت به این مهم که  تصمیمات پوپولیستی نگیرند و به جای آن  تصمیمات ریشه ای اتخاذ شود. متاسفانه همیشه در همه جای دنیا سیاست دستش را روی تصیمیمات پوپولیستی  می گذارد برای اینکه رای و منصب خود را داشته باشد. تصمیمات سطحی باشد و به جای سرمایه گذاری حساب شده  بین مردم پول پخش کند و بودجه محدود را به همه بدهد و زیر بارتصمیمات و جراحی های لازم ولی سخت نروند. یک جراحی اقتصادی برای همه تبعات دارد، نیاز به تحمل درد دارد. نیاز به یک سند چشم اندازی  دارد که واقعا عملیاتی باشد و ورای دولت ها باشد و حاکمیتی پیاده شود و دولت ها مجبور باشند که به این سند چشم انداز اعتنا کنند و اطاعت کنند. این اولین شرط است.

دومین شرطش فرمایش شماست که از ظرفیت های خودمان در زنجیره ارزش جهانی استفاده کنیم، مثلا در کشور خودمان پتروشیمی ها و معدنی ها هستند، پس این ها ظرفیت های ماست، ما در صنعت جهانی خودرو، خودرو ساز نبودیم ما قرار بود قطعه سازی کنیم برای تولید خودرو، این ظرفیتی هست که ما بسترش را نداشتیم، اگر ما به ظرفیت های خود توجه کنیم و در مسیر تامین نیاز مشتری جهانی قرار بگیریم و خودمان را در مجرایی قرار دهیم که نیاز جهانی را تامین کنیم، موفق تر عمل خواهیم نمود.

مدلی که مالزی انجام داد، در مورد برد های الکترونیکی و مدلی که سنگاپور در نظام بانکی و مالی انجام می دهد میتواند برای ما الگو باشد. آنها خودشان را در معرض نظام اقتصادی جهانی قرار داده اند

رویکرد پیشرفت از این مسیر ها می گذرد

همین دو شرط مهم ، رویکردی است که همه کشورهای موفق انجام دادند اما متاسفانه ما دیوارهای تجارت با دنیا را هر روز قطورتر و بلند تر می کنیم.

مدلی که مالزی انجام داد، در مورد برد های الکترونیکی و مدلی که سنگاپور در نظام بانکی و مالی انجام می دهد میتواند برای ما الگو باشد. آنها خودشان را در معرض نظام اقتصادی جهانی قرار داده اند و با حفظ ثبات اقتصاد کلان خود و با به کارگیری مکانیسم بازار رقابت و بازار آزاد و عدم مداخله دولت (تا آنجا که ممکن است) و داشتن یک دولت متعهد دور از فساد، این کشورها را موفق کرده اند . ما این استراتژی رشد را در اقتصادهای موفق مورد بی اعتنایی قرار می دهیم و می خواهیم ببینم این اقتصاد رشد چه مولفه هایی دارد که مولفه هایش را با هم صحبت کنیم.

آن دسته از افرادی که می گویند برجام موفقیت انگیز نبوده، کافی است بیرون آمدن ایران از چرخه رشد اقتصادی را ببینند

سئوال: آقای دکتر مولوی به نظر شما ایران دارای چنین ظرفیتی هست ؟

مولوی: من به شخصه احساس می کنم تا زمانی که اقتصاد در ایران اولویت قرار نگیرد ما بقیه مسائل را نمی توانیم حل کنیم. وقتی می گوییم تحریم ها تاثیری نداشت اولین اتفاقی که بعد تحریم ها برای اقتصاد ایران رقم زد رشد مثبت اقتصادی بود و بعد از برجام دریافتیم که  چقدر می تواند متفاوت باشد. آن دسته از افرادی که می گویند برجام موفقیت انگیز نبوده، کافی است بیرون آمدن ایران از چرخه رشد اقتصادی را ببینند.

متاسفانه ما نسبت به اعداد و ارقام حسی نداریم، در یک جایی مثل ترکیه یا روسیه، وقتی اعداد یک مقدار تغییر می کند همه به واکنش و تکاپو می افتند که چرا این اتفاق افتاد.

بد نیست بدانید که جذب سرمایه گذاری خارجی، کلمبیا 11 میلیارد دلار و مکزیک 30 میلیارد دلار بوده در حالی که ما نسبت به این اعداد و ارقام هیچ حسی نداریم. اولین موردش همان طور که قبلا گفتم رتبه بندی اعتباری است، رتبه بندی اعتباری چه بخواهیم چه نخواهیم  شاخصی است که سرمایه گذاران در جهان به آن نگاه می کنند حتی چینی ها که در ایران هستند و یکسری کارها را می کنند، پرچمشان بالا نیست!

رتبه بندی اعتباری چه بخواهیم چه نخواهیم  شاخصی است که سرمایه گذاران در جهان به آن نگاه می کنند حتی چینی ها که در ایران هستند و یکسری کارها را می کنند اما پرچمشان بالا نیست

یعنی شما اگر نحوه فعالیت ها و هزینه هایی که طرف ایرانی پرداخت می کند را مقایسه کنید، می بینید که هزینه روی هزینه، این در همه اوضاع وجود دارد. تا وقتی که این درست نشود ما مشکل داریم و نمی توانیم از تمام پتانسیل های زنجیره اقتصاد جهانی استفاده کنیم ما وقتی در مورد پول صحبت می کنیم، درک درستی نداریم .عدد را برای اینکه مخاطبان درباره اش حسی داشته باشند در مورد 70 هزار میلیارد دلار پول در بازارهای سرمایه، کپیتال مارکت، صحبت می کنیم که  ما به آن دسترسی نداریم در حالی که چینی ها در نیویورک و لندن و شانگهای به آن دسترسی دارند!

ما به بزرگترین بازار پولی جهان با  90 هزار میلیارد دلار دسترسی نداریم. ما به بازار کامودیتی در جهان دسترسی نداریم اما اماراتی ها و قطری ها ، چینی ها و ژاپنی ها دسترسی دارند.

ما به یک میلیون میلیارد دلار اوراق مشتقه دسترسی نداریم  همه این اعدادی که گفتم و بازارهای مالی که به آن اشاره کردم سوخت حرکت بازارها و سوخت توسعه اقتصادی و سوخت سرمایه گذاری است.ایران یکی از پرریسک ترین کشورها به لحاظ رتبه بندی جهانی است، بنابراین ما نمی توانیم نظم را عوض کنیم این نظم وجود دارد اما شرکت های چینی در این نظم کار می کنند و به همین دلیل است که چین هر تنشی که ایجاد می شود سعی می کند با آرامش آن را رتق و فتق کند.

اوراق خزانه آمریکا را خیلی با آرامش می فروشد وطلا می خرد ولی زیاد شلوغش نمی کند چون بزرگترین شرکت های چینی از بورس  نیویورک استاک چک دارند و  تامین مالی می شوند. این موضوعات مهم است، ما این ها را در ایران حداقل به این مضمون نداریم، اصلا اهمیتی ندارد وقتی این عوامل اهمیت نداشته نمی توان انتظار رشد بالای مداوم را داشت.

یک جمله ای می گویم و بعد سخن پایانی شما را می شنویم، یک دوست گرجی بود که از او پرسیدم: چگونه در 7 سال یا 5 سال گرجستان یک دفعه در تمام رنک ها بهبود یافتید، در فساد و بهبود کسب و کار رشد یافت؟ او جواب داد: ما یک جمله ای داریم به نام «نمی توانم»، گفتیم ما نمی توانیم و رفتیم الگو برداری کردیم و الگوی صحیح را برداشتیم و الگوی به روز برداشتیم و نتیجه اش این اتفاقی افتاده که شما در گرجستان می بینید. اما ما مرتب می گوییم : « می شود»!

ازدیگر سو امارات کشور کوچکی است می گوییم کوچک است و قابل مقایسه نیست، چین کشور بزرگی است می گوییم جمعیتش زیاد است، آلمان را مثال می زنیم می گوید با تاریخچه اش قابل مقایسه نیستیم، ترکیه را مثال می زنیم می گوید فرق می کند!

من احساس می کنم بحث ما نخواستن و ندانستن است، بعضی وقت ها این ها را به هم ترکیب می کنیم و خروجی اش چیز مناسبی نیست.

فرزانگان : درک من اینست که  توسعه یک ماتریکس است که باید درآن شاخص های اندزه گیری باید دارای نمره بالایی باشد تا پیشرفت کنیم وگرنه با  رتبه 140 کسب و کار، 134 ثبات اقتصادی  و... وضعیتمان همین است. با این حال قرار نیست این فاصله ها  را نادیده بگیریم و البته  یک دفعه و یک شبه این فاصله ها را پرکنیم.

ما اگر اولویتمان اقتصادی بشود و آن عزمی که باید در حاکمیت و دولت داشته باشند فراهم شود نباید تا این حد به اخبار بد و منفی توجه کنیم بلکه باید برنامه ای عملیاتی طراحی کنیم در بعضی از شاخص ها هم امکان بهبود آن میسر است نسبت به ان اقدام مناسب و دامنه دار و با ثباتی صورت پذیرد.